آی شیاد
روز سیزدهم آبان هم تمام شد و رفت پی کارش ، مثل تمام روزهای گذشته و آدمهایی که می روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند ، چند روز پیش فرصتی دست داد که چند خطی گپ و گفت با نویسنده ناشناس وبلاگ شمارش معکوس داشته باشم که در نوع خودش آشنایی با این دوست برایم جالب و غیر منتظره بود ،زیرا که که مدتها ست نوشته هایش را می خوانم ، از آن دست آدمهایی هستم که معمولا” از نویسندگان و هنرمندان مورد علاقه خودم دوری می کنم ، به ندرت به دنبال آشنایی با آنها هستم ، البته دلیل من هم این است که ما از هنرمند یک اثر هنری دوست داشتنی می خواهیم نه اینکه خودش هم الزاما” باید با معیارهای ما و برای ما دوست داشتنی باشد ، به سختی معتقدم که اثر هنری هرچه باشد ، بعد از متولد شدن ، موجودیتی مستقل از پدید آورنده پیدا می کند و فارغ از مختصات او به زندگی ادامه می دهد ، هنگامی که آفریده شد وجودی است یکتا و دارای روح ، به همین سبب هم سالها همسایگی من با مرحوم فریدون فروغی هرگز وسوسه ام نکرد که بغیر از سلام و احوال پرسی های معمول رابطه ای مجزا شکل گیرد ، این روزهای بزرگ ، طوفانی و غریب… عجیب به یاد او افتاده ام و آهنگ شگفت انگیزش، شیاد ! ..آهنگی که برای سالها مورد علاقه پدر مرحومم هم بود و همیشه برای من حس شور انگیزی داشته و دارد
رنج و عذاب از من
شنگی و شاب از تو
خون جگر از من
موی خضاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو
کار و تلاش از من
راحت و خواب از تو
کاسه خون از من
تنگ گلاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو
سوز و گداز از من
عمر دراز از تو
لطف و صفا از من
رنگ و ریا از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو
برای دانلود آهنگ اینجا را کلیک کنید
شعر : فرهنگ قاسمی
خواننده و آهنگ ساز: فریدون فروغی
متاسفانه حتی یک خط هم برای فرهنگ قاسمی شاعر کشورمون زندگی نامه پیدا نکردم
دربارهی این ورودی
شما هماکنون در حال خواندن “آی شیاد”، ورودیای از سردبیر مقیم در شماره بیست و دو هستید
- منتشر شده:
- نوامبر 5, 2009 / 2:31 ق.ظ.
- دسته:
- خاطرات سردبیر
- برچسبها:
- 13 آبان, فرهنگ قاسمی, فریدون فروغی, سیزده آبان, شیاد




20 دیدگاه
جهش به فرم دیدگاهها | آراِساِس دیدگاهها [؟] | شناسهی دنبالک [؟]