سیاره سرخ

نزدیک صبح گاه است ، هوا هنوز گرم است …بهتر است بگویم هوا داغ است ، هیچ کلمه ای وصف گرمای این تابستان را نمی کند ، هنوز هم روزی یک ساعت پیاده روی می کنم ، وقت پیاده روی ها گاهی گرما آنقدر زیاد می شود که احساس می کنم دارم مثل شمع آب [...]

فرستاده شده در 3:55 ق.ظ. در جولای 12, 2010 | 8 دیدگاه | دسته‌بندی شده در: خاطرات سردبیر | برچسب‌ها: , | به خواندن ادامه دهید

ای کاش اینجا بودی

حالا باید اواخر اردیبهشت ماه باشد ، و من سرم کمی منگ است و گیج می خورم ، فکر کنم کمی زیاده روی کرده ام ، مشغول بوده ام با اعترافاتم برای خانم “م” و عذر خواهی ! اگرچه که عذر خواهی دردی را از هیچ کس ،حتی من دوا نمی کند ، بازگشتن به [...]

فرستاده شده در 1:18 ق.ظ. در می 13, 2010 | 16 دیدگاه | دسته‌بندی شده در: خاطرات سردبیر | برچسب‌ها: , , | به خواندن ادامه دهید

  نوشته های اخیر من

بایگانی نوشته های پیشین







The Hunger Site